جنگ بر سر اینترنت؛ سپاه در برابر اسرائیل یا شهروندان خود؟
خلاصه و ترجمهای از مقاله Iran’s Other Front به قلم سارا بازوبندی در War on the Rock درباره پلتفرم هشدار مدنی «مهسا آلرت»


در جریان رویدادهای ماههای گذشته (اعتراضات دی ماه و جنگ) حکومت جمهوری اسلامی ایران بار دیگر نشان داد که اینترنت را نه به عنوان یک حق عمومی، بلکه امتیازی سیاسی میبیند؛ امتیازی که میتواند فقط در اختیار گروهی محدود باشد و از بیشتر جامعه دریغ شود. همزمان با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل، ترافیک اینترنت در ایران تقریبا صفر شد. زیرساخت ارتباطی کشور با دستوری از سوی حکومت برای مردم عادی محدود شد، نه بر اثر حمله خارجی به زیرساختها! مقامهای جمهوری اسلامی چنین محدودیتی را برای کنترل حملات سایبری اسرائیلی یاد کردند، اما به نظر میرسد که این حملات همچنان ادامه دارد و فقط دسترسی دهها میلیون شهروند ایرانی را به اینترنت آزاد هدف قرار داده است.

اگرچه این اولین باری نیست که الگوی قطعی اینترنت در ایران اتفاق میافتد. از آبان ۹۸ تا جریان جنگ ۱۲ روزه، در ادامه آن تا اعتراضات ۸ و ۹ دیماه ۴۰۴ و حتی تا همین حالا، قطع یا محدودسازی شدید اینترنت به بخشی از سازوکار سرکوب جمهوری اسلامی تبدیل شده است. مقامها چنین اقداماتی را امنیت ملی جلوه میدهند و هدف اصلی آن را نیروهای نظامی خارجی یاد میکنند. در صورتی که تنها پیامد این خاموشیها گریبانگیر شهروندان ایرانی است: قطع ارتباط با جهان بیرون و جامعه جهانی، دشواری مستندسازی خشونت و ارتباط با رسانهها، و جدایی ایرانیان داخل کشور از اعضای خانواده خود در سراسر جهان فقط بخشی از خسارت معنوی این محدودیتهاست.
طبق گزارش War on the Rocks، در حالی ایرانیان داخل کشور بخش زیادی از زمان روزانه خود را صرف دسترسی به اطلاعات اولیه و اخبار میکنند، جامعه جهانی همچنان درگیر تناقضهایی آشکار است. کشورهایی که قبلا درباره سرکوب مردم ایران ابراز نگرانی کردهاند، در مذاکرات و توافقنامههای امنیتی کمتر به خاموشی اینترنت میلیونها ایرانی اشاره میکنند. به نظر میرسد که گفتگوهای دیپلماتیک، مسائلی مهمتر از حقوق اولیه بشری برای شهروندان ایران را در بر میگیرد و آتشبسها فقط شامل موشکها، تاسیسات هستهای و گروههای نیابتی میشود.
افشای ساختار اینترنت طبقاتی و سیمکارت سفید
در چنین شرایطی حکومت کنونی ایران نه تنها تمام کشور را با خاموشی اینترنت مواجه میکند، بلکه تصمیم میگیرد که چه کسانی به اینترنت آزاد دسترسی داشته باشند. در اواخر سال ۱۴۰۴ سخنگوی دولت اعلام کرد که دسترسی به اینترنت فقط برای کسانی فراهم میشود که «صدای حکومت را بیشتر منتقل کنند». گرچه سالهاست که مقامهای رسمی از اصطلاح «سیمکارت سفید» استفاده میکنند؛ خطوطی که معمولا در اختیار نمایندگان و روزنامهنگاران نزدیک به حکومت قرار داده میشود تا بدون فیلتر به اینترنت آزاد دسترسی داشته باشند.
چنین ساختاری یک سیستم دسترسی دوسطحی به اینترنت (Two-Tier Internet Access System) ایجاد میکند: گروهی نزدیک به حکومت با دسترسی آزاد به اینترنت، و در سوی دیگر اکثریت شهروندان که دسترسی کنترلشدهای دارند، ساختاری طبقاتی که به طور ناخواسته در شبکه اجتماعی X آشکار شد. کاربران متوجه شدند که ویژگی موقعیت مکانی در پستهای منتشر شده، برای افرادی که با ویپیان متصل هستند و گروهی که سیمکارت سفید دارند، متفاوت است. معمولا حسابهایی که با فیلترشکن پستهای خود را منتشر میکردند، موقعیتی جعلی در خارج از کشور را نمایش میدهند. در صورتی که موقعیت مکانی چهرههای رسانهای دولتی و افراد نزدیک به نهادهای امنیتی، داخل ایران نشان داده میشد.
سامانههای هشدار عمومی محلی در جنگ
محدودیت اینترنت، آن هم در زمان جنگ، به مسئلهای فراتر از دسترسی به اطلاعات رایج تبدیل میشود و میتواند جان شهروندان را به خطر بیندازد. برای مقایسه، یک مثال ساده سامانهای اضطراری برای اعلام هشدار به شهروندان است. از آغاز جنگ اخیر ایران، کشورهای خلیج فارس سامانههای هشدار عمومی خود را فعال کردهاند و اسرائیل، همانند ۳۵ سال گذشته، از سامانه هشدار Home Front Command استفاده میکند. در صورتی که هیچ ساز و کار رسمی و مشابهی در ایران وجود ندارد، اینترنت به ابزار بسیار مهمی برای پیدا کردن مراکز درمانی، محل حملات و مسیرهای امن تبدیل میشود. اما جمهوری اسلامی تصمیم گرفت تا همین ابزار حیاتی را از شهروندان خود بگیرد.
با این حال، فعالان حقوق دیجیتال سیستمی طراحی کردند که جایگزین سامانه رسمی هشدار باشد، برای نمونه پروژه «مهسا آلرت» که با اطلاعات متنباز و گزارشهای مردمی، پلتفرمی نقشه محور را به صورت وبسایت و اپلیکیشن در اختیار عموم مردم قرار دهد. این ابزار میتواند محل حملات تاییدشده، بیمارستانها، بانکهای خون، پناهگاهها و ایستهای بازرسی را روی نقشه نشان دهد. جمهوری اسلامی تلاشهایی هم برای هک پلتفرم مهسا آلرت و آلوده کردن آن انجام داده است.
اینترنت آزاد به مثابه تهدید امنیتی
آنطور که به نظر میرسد، جمهوری اسلامی تاکنون از اینترنت زیرساختی بنا کرده که هدف اصلی آن نه محافظت از مردم؛ بلکه کنترل، نظارت و خاموشی جامعه است. چنین ساختاری در زمان عادی فقط دسترسی رایج را کاهش میدهد، اما در زمان اعتراضات امکان مستندسازی را محدود میکند، و در زمان جنگ جان شهروندان را به خطر میاندازد.
خاموشی اینترنتی که با شروع جنگ اخیر آغاز شد، از تمام موارد گذشته در تاریخ ایران طولانیتر شده و تنها مورد ثبت شده در تاریخ جهان است. با این حال، در مذاکرات اخیر هیچ مطالبهای برای پایان این محدودیتها دیده نمیشود؛ اینترنت در داخل کشور همچنان طبقاتی است و دسترسی به Starlink جرم محسوب میشود.
با این حال به نظر میرسد که باید برای باری دیگر به جهان متذکر شویم که جنگ اینترنت در ایران فقط بر سر پهنای باند یا ابزارهای عبور فیلترینگ نیست. چنین نزاعی درباره حق ارتباط، دانستن و زندهماندن در شرایط بحرانی است. بنابراین منطقی است که از کشوری مثل ایالات متحده آمریکا که بخشی از دلیل حمله اخیر خود به ایران را سرکوب مردم این کشور توسط جمهوری اسلامی میداند، بخواهیم تا در بخشی از این مذاکرات دسترسی آزاد مردم داخل ایران به اینترنت را مطالبه کند. وقتی بمبها فرود میآیند، اینترنت دیگر یک ابزار رفاهی یا سیاسی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت ایمنی عمومی است.
در این بین، شبکههای داوطلبانه تنها بخشی از این خلا سیستماتیک را پر میکنند و حکومتی همچنان پابرجاست که به جای ساخت پناهگاه برای مردم خود، قفس ارتباطی میسازد. آزادی اینترنت در ایران موضوعی حاشیهای در دیپلماسی و حقوق بشر نیست. در هر مذاکره یا توافقی با جمهوری اسلامی، دسترسی آزاد به اینترنت برای مردم ایران باید یک مطالبه روشن و قابل سنجش برای کشورهای مذاکره کننده باشد.